درد و دل خودمانی
ماه ها سپری میشود . هجده ماه از شروع به کارم میگذرد ،با کمک همکاران کارهای زیربنایی در فراشبند شروع شده ، علی رقم مشکلات متعدد مالی و اداری بعضی از فعالیت ها به سرانجام رسیده است. امروز یکشنبه بیست و هشتم تیرماه نود و چهار است .یک روز بعد از عید فطر است .در حال تهیه هفتمین نامه به هیات امناء دانشگاه آزاد هستم ، برای رفع بلاتکلیفی ریاست و مکان دانشگاه آزاد. راستی کار کردن در منا طق برخوردار چقدر راحت است . شاید در کلان شهر شیراز مسولین متوجه نشوند رییس فلان دانشکده چه کسی و کدام رشته ها دایر است . اما در شهرهای کوچک از صفر تا صد کارها نیاز به پی گیری مداوم دارد ، گاهی ناز فلان مسول را هم باید خرید تا کاری را به پیش ببرد. اگر اراده الهی تعلق گیرد بتوان ده فعالیت را به سرانجام رساند می تواند قدری به توسعه نزدیک شد.زیر ساخت ها واقعا معیوب و از شاخصه های توسعه یافتگی در ابعاد فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و..کیلومترها عقب هستیم. نمی خواهم بگویم کار نشده بلکه حس مسولیت پذیری و دلسوزی بسیار کم بوده است. بعض ها اعتقاد دارند تبلیغات و تشریح باید کرد .ما باور داریم ایجاد امید و نشاط نسبت به آینده باید ایجاد نمود اما بزرگ نمایی و اغراق خیر. خدا بداند کفایت میکند. مردمی نجیب ، مومن و غیرتمند ، با آن حس همشهری ، کم توقع و خویشتن دار که با یک دنیا محبت برخورد میکنند. و انسان شرمنده نگاه های پر از مهر آنها میشود.خدا کند روزی که پست را تحویل میدهیم به تناسب حقوقی که از بیت المال گرفته ایم کار کرده باشیم. والعاقبه للمتقین...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 12:5 توسط محسن پورزارعی
|