هومیوپاتی
هوميوپاتی از دو واژه لاتينِ "هوميو" به معنی مشابه و "پاتی" به معنای درد و رنج تشکيل شده است. بدين ترتيب معنای واژه هوميوپاتی را می توان "درمان با درد مشابه" بيان نمود. لغت هوميوپاتی در فارسی به "مشابه درمانی" شهرت يافته است، اما از آنجا که اين عبارت، ترجمة دقيقی نيست، اکثر پزشکان ترجيح می دهند که از واژه .هوميوپاتی استفاده نمايند
مشابه درمانی
به طور کلی دو ديدگاه اصلی در بحث درمان وجود دارد: درمان به ضد و درمان به تشابه. هوميوپاتی پيرو درمان به تشابه می باشد به اين معنا که "مشابه ميتواند مشابه را درمان كند." يعنی يك بيماري بوسيله مادهاي درمان .می شود كه بتواند همان علائميكه بيمار از آنها رنج ميكشد را در بدن او توليد نمايد
مثالهايي از مشابه درمانی در طب رايج
درمان هاری به وسيله لويي پاستور فرانسوی نمونه مهمی از مشابه درمانی است. پاستور با وجود اينکه يک شيمی دان بود اما خدمات ارزنده ای به علم پزشکی نمود که از آن جمله درمان بيماری هاری می باشد پاستور بوسيله واکسنی که از بزاق سگ هار تهيه نمود، موفق به درمان هاری شد. در اينجا می بینید که بيماری هاری به وسيله ماده ای درمان می شود که خود آن ماده ايجاد کنندة علايم هاری می باشد يعنی درمان مشابه با مشابه. جالب است بدانيد که پدربزرگ پاستور يک پزشک هوميوپات بوده و پاستور با هوميوپاتی کاملاً آشنايي داشته و مطمئناً اين آشنايي منجر به کشف درمان هاری شده است اکسيناسيون را می توان مثال ديگری از مشابه درمانی دانست. همانطور که می دانید واکسنها از سم ضعيف شده يا از ميکروب کشته شده تهيه می شوند و با تقويت و تجهيز سيستم ايمنی، از بروز بيماری پيشگيری می نمایند .يعنی با استفاده از عامل ايجاد کننده بيماری از بروز آن پيشگيری می شوند
مثالهايي از مشابه درمانی در طب هوميوپاتی -
برای روشن شدن بيشتر مطلب چند مثال از پزشکی هوميوپاتی ذکر می شود همه شما حتماً با اثرات پياز قرمز آشنا هستيد، پياز موجب آبريزش از چشم و بينی می شود درست شبيه حالتی که در سرماخوردگی يا در حساسيتهای فصلی به وجود می آید. بدين ترتيب پياز قرمز يا آليوم سپا يکی از داروهای خوب .هوميوپاتی در درمان آبريزش بينی است که در اثر سرماخوردگی يا حساسيت يا هر علت ديگری به وجود آمده باشد مثال ديگر زنبور گزيدگی می باشد که برای همه ما ملموس است. در هنگام زنبور گزيدگی، موضع گزيده شده دچار "ورم شديد می شود. جالب است بدانيد که ايپيس يا زنبور عسل يکی از داروهای اصلی هوميوپاتی در درمان "ورم می باشد
مثال ديگری که می توان به آن اشاره کرد استفاده از داروی هوميوپاتی نفت يا پتروليوم در درمان ترک خوردگی و اگزمای پوست است. احتمالاً شما تجربه تماس پوستی با نفت را داشته اید يا دست افرادی مثل مکانيکها که دائماً با نفت تماس دارند را مشاهده نموده اید، پوست دست اين افراد ترک می خورد و حالتی شبيه اگزما پيدا می کند حال چنانچه بيماری با پوست ترک خورده و ملتهب مثل پوست مکانيکها مراجعه نمايد، برای او داروی پتروليوم يا نفت تجويز می گردد
پزشک هوميوپات
پزشك هوميوپات فردي است كه بعد از پايان دوره پزشكي عمومي، دوره هوميوپاتي را طي نموده و علاوه بر تبحر كافي بر پزشكي رايج از علم و تجربه كافي در زمينه طب هوميوپاتي برخوردار است. دوره های مخصوص پزشکان در کشورهای اروپايي و ساير کشورها معمولاً به صورت پاره وقت يا کلاسهای فشرده آخر هفته در طی يک تا دو سال برگزار می شود. هوميوپات ها الزاماً پزشک نيستند. در نظام آموزش هندوستان، علاقه مندان می توانند با داشتن ديپلم به تحصيل در رشته هوميوپاتی مشغول شده و پس از گذراندن يک دورة 5/5 ساله، مدرک دکترای هوميوپاتی دريافت نمايند. پس از آن در صورت گذراندن دوره 3 سالة تحصيلات تکميلی، تخصص دريافت می نمایند
تعريف "سلامت" از ديدگاه هوميوپاتی
در پزشکي رايج زماني به يک فرد "بيمار" اطلاق ميشود که خود فرد و يا اطرافيان او از يک مشکل جسمي يا روحي شکايت داشته باشند و تا قبل از ابراز ناراحتي، فرد، سالم تلقي ميشود. اما واقعيت آن است که کمتر کسي را ميتوان يافت که از سلامت کامل و صد در صد برخوردار باشد تعريف هوميوپاتي از "انسان سالم" فردي است که نه تنها از هيچ درد و ناملايمت جسمي و روحي شکايت نمي کند بلکه هيچ گونه احساس ناخوشايندي در وجودش نداشته باشد و بتواند اعمال زندگي (کار، تفريح، خوردن، خواب معاشرت با ديگران، روابط عاطفي و جنسي، تفکر و . ..) را به نحو مطلوب انجام دهد و از هر جهت از زندگي کردن لذت ببرد (از ديدگاه هوميوپاتي، فردی بيمار است که براي داشتن حال خوب، يک يا چند شرط داشته باشد.(خوب بودن مشروط مثلا : حالم خوب است تا وقتي که راه نروم. (چون درد پا دارد) حالم خوب است به شرطي که هوا سرد نباشد. (چون حساسيت بيش از حد به سرما دارد) حالم خوب است به شرطي که تنها نباشم. (چون از تنهايي ميترسد) حالم .خوب است تا زماني که هر چه ميگويم ديگران بگويند چشم! وگرنه به شدت عصباني ميشود و مثلاً ميگرن ميگيرد چون به شدت مغرور است)بدين ترتيب ميتوان مشاهده کرد که فرد بيمار کسي است که آرامش و راحتي را تنها) در شرايط خاص ميتواند داشته باشد انسان سالم کسي است که بدون هيچ شرطي، از حال خوب برخوردار باشد .خوب بودن بدون قید و شرط و برای لذت بردن از زندگی به شرایط خاصی نیاز نداشته باشد حتی ثروت مقام و غیره.
نحوه کار يک هوميوپات ؟
همانطور که ذکر شد در شيوه هوميوپاتي کلاسيک، کار پزشک پيدا نمودن شبيه ترين دارو به بيمار است. بدين منظور او مي بايد شرح حال دقيقي از تمام حالات و علايم جسمي و روحي مراجعه کننده خود بگيرد، سپس با مراجعه به اطلاعات و تجارب شخصي خود يا با مراجعه به کتب داروشناسي هوميوپاتي، شبيه ترين دارو را پيدا نمايد. براي يک هوميوپات، تمام علايم بيمار، چه در سطح جسم و چه در سطح روان، در هنگام مراجعه مهم مي باشد.
مصاحبه و مشاوره هوميوپاتي
نحوه مصاحبه هوميوپاتي كاملاً متفاوت از ويزيت پزشكي رايج ميباشد. دانستن تفاوتهاي موجود توسط بيمار ميتواند در نتيجه نهايي درمان بسيار موثر باشد. در يك جلسه مشاوره و ويزيت هوميوپاتي اطلاعات زيادي بايستي ثبت شود و عدم آشنايي بيمار با اين سوالها با توجه به وقت محدود، ميتواند تشخيص را با مشكل روبرو كند، چرا كه مهمترين عامل عدم توفيق در درمان هوميوپاتي، عدم توضيحات كافي از جانب بيمار ميباشد.
چنانچه ذکر شد هوميوپاتي يك طب كلنگر ميباشد و اين به معناي آن است كه تمام خصوصيات و دردهاي ظاهراً بيربط با يكديگر در يك فرد بيمار، به احتمال زياد جزئي از بيماري اصلي ميباشند و بنابراين ذكر آنها بسيار مهم است بخصوص اگر همزماني خاصي با شروع درد اصلي داشته باشند؛ مثلاً از دوسال قبل كه سردرد بيمار شروع شده تقريباً از همان زمان هم وی دچار نفخ شكم شده است. همچنين ذكر اتفاقات مهم زندگي كه با فاصله كم، قبل و يا همزمان با بيماري اصلي رخ داده اند، بسيار مهم ميباشد. اين رخدادها ميتوانند شامل شكست عاطفي، شكست كاري، فوت عزيزان، ازدواج، طلاق، شوك ناگهاني ناشي از ترس يا خبر بد، جراحي، تغيير محيط زندگي يا كار و ... باشند. هر درد يا ناراحتي در هوميوپاتي بايستي با ذكر خصوصيات آن بيان شود. به عنوان مثال آيا آن درد يا ناراحتي در زمان (روز، ساعت) خاصي پيش ميآيد؟
با چه عواملي بهتر يا بدتر ميشود؟ (مثل راه رفتن، دراز كشيدن، سرما، گرما، صدا، بوها، فشار دادن محل ناراحتي و عوامل ديگر .... )
كيفيت درد چگونه است؟ (مثلاً سوزشي، فشار دهنده، مانند فرو رفتن جسم تيز، احساس خرد شدن يا شكستن و ... )
بنابراين بايستي بيمار در مورد خصوصيات ناراحتيهايش دقيق باشد. از طرف ديگر علائمي براي پزشك هوميوپات ارزش دارند كه بطور مستمر و يا متناوباً تكرار شوند و علائمي كه به ندرت و يا در اثر عوامل مشخص ديگري ايجاد شده باشند اهميت چنداني ندارند. مثلاً فردي كه روماتيسم دارد ممكن است فراموش كند كه درد زانوي راست بعد از ضربه شديد به زانو ايجاد شده است و ربطي به درد مفاصل ديگر ندارد.
بيان خصوصيات روحي و عصبي جايگاه ويژهاي در درمان هوميوپاتي دارد، هر چند كه بيمار تنها براي يك درد جسمي نزد هوميوپات آمده باشد. مهمترين مشکل زماني ايجاد مي شود كه بيمار به دلايل گوناگون واقعيات روحي و عاطفي و عصبي خود را بيان نكند. (به علت خجالت، بي اهميت دانستن موضوع، فراموش كردن موضوع، عدم اعتماد به پزشك و .... )
اكثر مواقع بيماران در توضيح خصوصيات اخلاقي خود براي هوميوپات كاملاً گيج ميشوند. شايد بهتر باشد قبل از مراجعه نزد هوميوپات در مورد خصوصيات اخلاقي و روحي خود صادقانه فکر کنند!
بايد توجه داشت كه تاريخچه بيماري تا آنجايي براي هوميوپات اهميت دارد كه شامل علائم بيماري باشد و تنها نام تشخيص قطعي بيماري کافی است. بيان سفرنامه بيمار از يك پزشك به پزشك ديگر گرچه شايد براي تسلي خاطر او مفيد باشد، اما در تشخيص هوميوپاتي نقش مثبت نخواهد داشت. اصولاً اکثر بيماراني كه نزد هوميوپات ميآيند قبل از آن به متخصصين مختلف مراجعه نمودهاند كه ذكر تمام آنها (با جزئيات) فايدهاي براي درمان هوميوپاتی ايشان ندارد.
پزشك هوميوپات بايستي از داروهايي كه بيمار بخصوص در حال حاضر استفاده ميكند، آگاه شود تا با صلاحديد وي تا جاي ممكن داروها قطع يا كاهش يابند. بيمار بهتر است عكس راديولوژي و آزمايشات خود را همراه داشته باشد، هر چند كه بر خلاف پزشكي رايج، اين آزمايشات نقش زيادي در تشخيص هوميوپاتي و درمان ندارند، فقط گاهي ميتوانند به درک بعضی از نكات كمك كنند يا در پی گيري بهبود بيماری مؤثر باشند. اصولاً هوميوپاتي با خود بيمار در تعامل است و خصوصيات و علائم كليدي بيمار را با هيچ آزمايشي نميتوان پي برد، مگر بيان خود او. در مورد خصوصيات اخلاقي نيز بهتر است فرد ديگري كه آشنايي كامل با روحيات و خلقيات بيمار دارد، بطور جداگانه مورد مصاحبه قرار گيرد.
مشاوره هوميوپاتي تا حد ممكن بطور انفرادي انجام ميشود تا بيمار به علت رازداري از گفتن مطالب كليدي امتناع نكند گاه بيماران در ابتدا خواهان حضور همراه ميشوند اما در ادامه متوجه ميشوند كه به علت حضور همراه (هر چند كه وي بسيار صميمي باشد)، قادر به پاسخگويي به بسياري از سؤالات پزشك هوميوپات نيستند.
در انتها بايد اين اصل را در نظر گرفت كه در هوميوپاتي، نتيجه درمان تا حد زيادي به همكاري متقابل بيمار و هوميوپات وابسته است و بيماران در امر درمان نقش فعالي دارند، برخورد انفعالي (پاسخ ندادن به سؤالات و يا پاسخهاي كوتاه و كلي) در نهايت به ضرر بيمار تمام خواهد شد. هر بيمار برای هوميوپات همچون معمايي است كه بايد رمز آن را كشف كند. خصوصيات بيمار كدهاي رمز آن ميباشند كه اگر به درستي پيدا شوند، درمان قطعي همچون معجزهاي به حقيقت مي پيوندد. معجزهاي كه پزشكان هوميوپات هر روزه شاهد آن هستند.
شرح حال گيري هوميوپاتي
برای شرح حال گرفتن به روش هوميوپاتي، معمولاً سئوالاتی از بيمار در چهار سطح: جسم، احساس، رفتار و ذهن پرسيده مي شود.در اينجا نمونه اي از نحوه شرح حال گيري بيان مي گردد :
در سطح جسم
چنانچه بيمار ناراحتي جسماني داشته باشد، ابتدا بر روي ناراحتي جسماني او متمرکز شده و سئوالاتي دربارة آن از بيمار پرسيده مي شود. به عنوان مثال اگر شما با شکايت از سردرد مراجعه نموده باشيد، از شما سئوالاتي پيرامون نوع درد، مکان دقيق درد، حالت درد، مکان انتشار درد، اينکه سردردتان در چه صورت تسکين مي يابد (مثلاً با دراز کشيدن در تاريکي يا بستن يک پارچه سفت به دور موضع درد و نظير آن) پرسيده مي شود. آنگاه سئولاتي پيرامون تاريخچه بيماريهاي گذشته و همچنين سابقه خانوادگي ابتلا به بيماريهايي نظير سرطان، مرض قند، آسم و غيره از شما پرسيده مي شود.
پس از آن سئوالاتي عمومي پيرامون وضعيت جسماني شما مطرح مي شود مانند :
- اشتهاي شما چطور است؟ چه طعمهايي را بيشتر دوست داريد، شيريني، شوري، يا ترشي؟
- چقدر عطش داريد؟ معمولاً روزانه چند ليوان آب، چاي يا مايعات ديگر مي نوشيد؟
- آيا گرمايي هستيد يا سرمايي؟
- خواب شما چطور است؟ آيا راحت به خواب مي رويد؟ آيا خواب هم مي بينيد؟ اگر پاسخ مثبت است چه خوابهايي؟
- در سطح احساس
پس از جسم، سئوالاتي در سطح احساس مطرح مي شود. مانند :
- چقدر درگير دلشوره و اضطراب مي شويد؟ آيا وسواس داريد يا در گذشته سابقه ابتلا به آن را داشته ايد؟
- آيا بيشتر اوقات شاد هستيد يا غمگين؟ آيا سابقه ابتلا به افسردگي داريد؟
- ترسهاي شما کدامند؟ آيا از تاريکي، تنهايي، ارتفاع، گير افتادن در جاهاي بسته، يا مکانهاي شلوغ و پر جمعيت ترس داريد؟ آيا از حيواناتي نظير موش، سوسک، سگ و غيره مي ترسيد؟
- چقدر درگير خشم و عصبانيت مي شويد؟ هفته اي چند بار؟ وقتي عصباني مي شويد معمولاً فرياد مي كشيد يا خودخوري مي كنيد؟
- در سطح رفتار
سپس سئوالاتي پيرامون رفتارهاي شما پرسيده مي شود. مثلا :
- چقدر منظم هستيد؟
- چقدر به قول و قرارهايتان اهميت مي دهيد؟
- حسن انجام کار چقدر براي شما مهم است؟
- آيا معمولاً کارهاي خود را سريع انجام مي دهيد يا كند؟
- چقدر عجوليد؟
- آيا در تصميم گيري مردد هستيد يا مصمم؟
- آيا با افراد غريبه زود جوش هستيد يا دير جوش؟
- آيا بيشتر اوقات تنهايي را ترجيح مي دهيد يا جمع را؟
- آيا با زيردستان خود خشن هستيد يا مهربان؟
- در سطح ذهن
در نهايت سئوالاتي پيرامون سطح ذهني پرسيده مي شود. مثل :
- آيا معمولاً دچار حواس پرتی و گيجی ذهن هستيد؟
- تمرکز شما چطور است؟
- هنگام انجام دادن کارهای فکری راحتيد يا دچار مشکل می شويد؟
- آيا زندگی معنی داری داريد؟
از مجموع اين سئوالات و ارزيابي ها، سعي مي شود تصوير واضحي از شخصيت مراجعه کننده بدست آيد تا بتوان مناسبترين و
شبيه ترين دارو به شخصيت او را پيدا کرد و برايش تجويز نمود.
بيماريهای قابل درمان با هوميوپاتي
می توان گفت هوميوپاتی با گنجينه ای مشتمل بر بيش از 4000 نوع دارو، يك طب كامل ميباشد و تقريباً براي اكثر بيماريهاي رايج اعم از حاد يا مزمن، راه حل درماني دارد، به شرط آنکه بيماری بيش از حد پيشرفت نکرده باشد و عضو مورد نظر دچار تخريب جدی نشده باشد. به عنوان مثال يک سرطان بيش از حد رشد يافته يا آرتريت روماتوئيد پيشرفته که موجب تغيير شکل مفاصل شده باشد، می توانند در هوميوپاتی درمانهای تسکينی دريافت نمايند، اما احتمال بهبود کامل خيلی کم است. در كل، اكثر بيماران ميتوانند با هوميوپاتی به درماني كامل برسند، بدون آنكه نياز باشد تا آخر عمر از داروهاي شيميايي براي كاهش آلام خود استفاده كنند.
چند نمونه از بيماريهايي که از طريق هوميوپاتي مي توانند به درمان قطعي برسند در ذيل ارائه ميشود :
پوست :
جوشهاي صورت و بدن (مقاوم به داروهاي شيميايي)، پسوريازيس، خارش، کهير و ...
گوش و حلق و بيني :
آلرژي فصلي، زخم و آفتهاي مکرر دهان، بدبويي مزمن دهان، سينوزيت مزمن، ترشحات پشت حلق دائم، صداهاي اضافه در گوش، کاهش شنوائي، گرفتگيهاي مزمن بيني و ...
سر و گردن :
سردردهاي مزمن، ميگرن، احساسهاي خاص در سر (سنگيني، بزرگي، سوزش و ...)
سينه و قلب :
دردهاي مزمن، تپش قلب، دردهاي قلبي، مشکلات قلبي مقاوم به درمان، سرفههاي مزمن، نفس تنگي، آسم
گوارش :
درد و زخم معده، نفخ معده و روده، يبوست، اسهالهاي مزمن، تهوع و استفراغهاي مکرر (مانند دوران بارداري) و..
اعضای بدن :
دردهاي مزمن دست و پا، روماتيسم، سرد يا داغ بودن غير طبيعي دست و پا، عرق زياد و غير طبيعي در کف دست و پا، خواب رفتن دست و پا، کمر دردها، دردهای سياتيکي و ...
زنان :
دردهاي قاعدگي شديد، مشکلات جنسي، خونريزيهاي زياد، عفونتهاي زنانگي مزمن و مکرر
اعصاب و روان :
افسردگيها، اضطرابها، ترسها، عادات رفتاری نامناسب، بيش فعالی کودکان، عصبانيتهاي شديد و سريع فراموشکاري، آزردگي از افکار گذشته يا حال، تيک عصبي، خجالتي بودن، نداشتن اعتماد به نفس و ...
تومورها، سرطآنها (با توجه به شرايط بيمار)، پارکينسون، ام اس و بيماريهايي که در پزشکي رايج حتي اسمي ندارند !
اما در تمام موارد فوق رسيدن به تشخيص صحيح هوميوپاتي شرط اول درمان است، چرا که يک هوميوپات بايستي با دقت بسيار، علائم مختلف را در کنار يکديگر قرار دهد و تنها با يک دارو بيمار را درمان نمايد، که در عمل اين مسئله به عواملی همچون همکاري کامل بيمار در دادن شرح حال (حتي ريزترين مسائل)، عدم مخفي کردن خصوصيات جسمي و اخلاقي، دقت، تجربه و علم بالاي هوميوپات و ... بستگي دارد. فراهم شدن شرايط فوق درصد موفقيت را بسيار بالا مي برد.
البته در مورد بيماراني که داروهاي زيادی استفاده ميکنند، روند درمان سخت ميشود که بايد با توجه به شرايط اقدام به درمان نمود. (به خصوص داروهاي کورتون دار نظير پردنيزولون، دگزامتازون و ...)