نقش مدرسه در بهداشت روان
ميل به پيشرفت در اغلب كودكان وجود دارد. واين تمايل هنگامي ارضاء ميشود كه هدفهاي موردنظر كودك خارج از دسترس او نباشد. سعي معلم نبايد منحصرا به نمره خوب ختم شود، بلكه مدرسه بايد سعي كند به هر فرد به اندازه توانايي او مسئوليت دهد.
كودكاني كه از ميل به پيشرفت درسي آنها به نوعي جلوگيري شود، دست به رفتارهاي غيرمنتظره و گاهي بزهكارانه ميزنند. عدهاي به اندازه كافي انعطافپذيري دارند و خود را با محيط بهساز ميكنند و تعدادي ناسازگار ميشوند، دستهاي هم به بي قيدي و وقت گذراني و بالاخره گروهي نيز به عالم تخيل پناه ميبرند.
بنابراين ضروري است كه در دوره دبستان، معلمان بدانند كه ميزان استعداد هركودك چيست و تعليمات خود را برآن اساس استوار سازند (شاملو، 1378).
امتحان جزء لاينفك برنامه آموزشي است، بنابراين طرز فكر آموزگار و شاگرد درمورد آن در بهداشت رواني بسياري موثر است. گاهي اوقات عكسالعمل معلم منجر به مشكلات عاطفي براي دانشآموز ميشودو گاهي آنقدر مشكلات شديد است كه دانشآموز از يادآوري مطلبي كه بخوبي آموخته عاجز ميماند وحتي درمواردي باعث اختلال رواني و خودكشي نوجوان ميگردد (ميلانيفرد، 1372).
نمره به ويژه نمره عددي كودكان را به رقابت شديد تحريك ميكتد درحاليكه از نظر تربيتي و رواني صحيح نيست نتايج مضر روش نمره دادن بيش از همه متوجه افراد كمهوش ميشود. زير آنان قادر به رقابت با ديگران نيستند واز اين بابت احساس حقارت و شكست شديد ميكند. تنبيه كودكان از نظر بهداشت رواني مضر است وبرنامه مدرسه بايد به گونهاي باشد كه هر كودكي بتواند مقداري موفقيت را كسب كند. موفقيت، تجربه مثبت و مفيدي است و باعث ايجاد تعادل شخصيت و احساس اعتماد به نفس ميشود (ميلاني فرد، 1372).
چون كودكان قسمت عمدهاي از ساعات روزانه خود را درمدرسه ميگذرانند ضروري است كه آموزگاران با اصول بهداشت رواني آشنا شوند و مسائلي از قبيل ماهيت امراض رواني و علل و روشهاي پيشگيري را بياموزند. براي آشنا كردن معلمين با اصول بهداشت رواني چندروش موجود است، از جمله: استفاده از كتب بهداشت رواني، سمينارهاي مختلف و كلاسهاي بهداشت رواني (شاملو، 1378).